خرید بک لینک
آسمان روی سرم سنگینی میکند... روزهایم کش آمدههرچه خودم را به کوچه ی بیخیالی میزنم، باز سر از کوچه ی دلتنگی درمی آورم روزها تمام ابرهای اندوه در چشمان منند، ولی نمی بارندچون: من خوبم، من آرامم، من قول داده ام ...تمام خنده هایم را نذر کرده ام که گریه ام نگیرد، اما شبها ...وای از شبها... هوای آغوشت دیوانه ام می کندموهایم بدجوری بهانه ی دستانت را میگیرند. تک تک نجواهای شبانه ات لای موهایم مانده اندکاش لااقل میشد فقط شب بخیر شبها را بگویی تا بخوابم، لالایی ها پیشکشمن خوبم، من آرامم، فقط نمی دانم چرا

برچسب: نویسنده: یوسف کریمی تاريخ: دوشنبه 19 مرداد 1405 ساعت: 15:55

صفحه بندی